مرتبه
تاریخ : 1396/03/01


الحمد لله وسلام علی عباده الذین اصطفی

بازی انتخابات را جریان اصولگرایی باخت.قماری که همه داشته های جریان خود و حتی برخی  انقلابی ها به یک باره در یک قمار بزرگ از دست رفت.همه مهره های بزرگ را بازی کردند و دیگر کسی نمانده.رئیسی،قالیباف،جلیلی،بذرپاش،زاکانی،حاجی بابایی،محسن رضایی،نیکزاد و دیگران...

حالا این جریان مانده با یک خشاب پر از خالی.

دیگر  دروغ بودن این شبهه که اصولگرایان احمدی نژاد را رئیس جمهور کردند بر همگان همچون خورشید روشن شده. این ظرفیت احمدی نژاد برای تحرک توده های مردم بود که اصولگرایان را مدتی متوقع کرد که با   توهم رای بیست میلیونی را برای خود بدانند.

و اما سخنی با جریان انقلابی ...

برادران و خواهرانم پازل جریان تزویر کامل شده و همه ارکان قدرت  مد نظرشان را در دست گرفتند. از ریاست جمهوری و مجلس و شوراهای شهر گرفته تا قبضه کردن کلیه مناصب دولتی. در این حین فقط مستضعفان جامعه هستند که لابه لای این قمارهای عده ای خاص له خواهند شد و این انقلاب است که مجبور به تضعیف می شود با پذیرش برجام های 1و2و3و4و... که تیم  هاشمینیسم با پشتوانه رای بالا تحمیل خواهد کرد.آیا وقت بازگشت به آغوش جریان عدالت خواه سوم تیر فرا نرسیده.آیا اتفاقات روز های  اخیر کشور نشان نمی دهد که رئیس مجلس ، همان کسی است که نماد اصولگرایان است و در گرماگرم انتخابات سنگ روحانی را به سینه می زند و تنها کسی که این تفکر را شناخت و جلوی او ایستاد احمدی نژاد بود.برادران و خواهرانم بیایید سر کلاس عبرت بنشینیم و به جای بصیرت که فقط در حد زبان است  عبرت بیاموزیم که پس از آن بصیرت هم خواهد آمد .چه بسا عمیق تر از امروز که فقط بصیرت شده لق لقه زبان هایمان.وقت عبور از  انحراف توهم زای  میراث آیت الله رسیده.

شهید همت می گفت : هرگاه که مسیر درست انقلاب را گم کردید ، ببینید دشمن کدام سمت را می کوبد.همانجا انقلابی های اصیل ایستاده اند.

العبد المحتاج الی رحمة ربه

طاها شریعت






طبقه بندی:
ارسال توسط پایگاه تحلیلی و اطلاع رسانی نجوا پرس
مرتبه
تاریخ : 1393/10/14

۱۵۰۲۸۵_۸۷۹۱

 

الحمد لله و سلام علی عباده الذین اصطفی

 

 

تاریخ معبری عبرت آموز است برای آنان که اهل بصیرت اند.همین کلام امیرالمومنین علی (علیه السلام) که می فرمایند:(( آن‏که عبرت‏هاى روزگار او را آشکار شود و از آن پند پذیرد و از کیفرها که پیش چشم او است، عبرت گیرد، تقوا او را نگاه دارد)) برای سالها فکر و اندیشه ما کفایت می کند.

 حتما  اوایل اردیبهشت نود را یادتان می آید روزهای سخت اما شیرین آزمون پیروان ولایت و  شروع یک عملیات روانی با هدف تخریب تنها مرد در میدان دفاع از ولایت با رمز  جریان انحرافی  و فرماندهی اتاق فکر خاندان هاشمی. و شاید به قول خودش همین هدایت بود که جریان انحرافی را یادگار هاشمی کرد و سرآغاز  توطئه ای بزرگ.

کلید واژه انحراف و مطلب های پی در پی سایت هاشمی در راستای مقایسه عملکرد احمدی نژاد و بنی صدر  برای تغذیه همفکرهای جریان مخالف دولت. و اما قسمت دردناک موضوع شنیدن همین زمزمه ها و مقایسات از درون اردوگاه خودی با محوریت همان نهاد خاص که با ابزار و رسانه و مطبوعات خود هر روز این واژه را در ذهن حزب اللهی ها تقویت میکرد و توان تشخیص مسائل اصلی از فرعی را نداشت. و امروز همان نهاد خاص که خون بسیاری از جوانان در راه آبیاری و رشد آن ریخته شده و قطعا مقدس است در کلام رئیس دولت یازدهم میشود نهادی فاسد و مفسد اقتصادی.فاسد چون سلاح و رسانه و روزنامه و بنگاه اقتصادی و پول را یکجا دارد و مفسد اقتصادی چون متهم به  فرار مالیاتی برای فعالیت های اقتصادیست.

تاوان بقیه خواص هم می شوند متوهم خواندن آنها، چون در مذاکرات ارزش ها و آرمان های انقلاب را به سانتریفیوژها گره می زنند.اما غافل که نمی فهمند سانتریفیوژ ها را اعتقاد به همین آرمانها و ارزشها و تفکر بسیجی در موقعی که همه دنیا  ایران را  تحریم کرده بود،ساخته و امروز دستمایه ای شده تا سر چرخیدن یا نچرخیدن آن مذاکره کنید.

هر چه امروز من و شما را می خوانند  و هر بلایی که سرمان می آورند ،بخواهیم یا نخواهیم تاوان آزمون روزهای پایانی و تاریخی دولت دهم است.

و چه زیباست مرور آخرین دیالوگ مختار در سریال مختارنامه که انگار برای همین روزها نوشته شده بود:

 

 

 

لا حَولَ ولا قُوّةَ إلاّ باللّه ؛ دنیا با همه ی عظمت و زیباییش روزی خواهد مرد. و خورشید و ستارگان با همه فروغشان تاریک خواهند شد. کوه ها با تمام بلندا و غرورشان فرو خواهند ریخت و آبی دریاها کدر شده، آبشان به جوشش در خواهد آمد و سبزی جنگلها به سرخی خواهد گرایید. چونان آهن گداخته در کوره ، در چونان هنگامه ای، آدمی مورچه ای را ماند که آب در خانه اش افتاده و او آسیمه سر در پی مأمنی می دود، می دود، می دود... و کجاست جنت المأوی؟ پلی را بین خود و بهشت خدایش مانع می بیند و این پل گاه پهن است و گاه باریک. گاه صاف است و گاه پیچاپیچ. گاه تیز و گاه لغزان. اعمال ما در این دنیا، کم و کیف ما آن را معین می کند. برای حکام جور چونان تار مو باریک است و لغزان و لغزان و لغزان.

 

آن روز تمام اعضاء و جوارح ما بر عدالت یا بی عدالتی ما شهادت خواهند داد و هیچ عملی ، هیچ عملی هولناک تر از بی عدالتی نیست. شما مدتی زمام امور خویش را به مختار ابوعبید ثقفی سپردید و خواستید در میانتان به عدالت حکومت کند تا آنجا که در توانم بود به طلب حقتان کوشیدم و با آفتهای عدالت خواهی جنگیدم ، من هرچه که بودم و هرچه که هستم خدایم بهتر می داند. بد خواهان کذابم می نامند و ستمکاران دنیا دوست و قدرت طلبم می خوانند. اویی که مبرّا از خطا و گناه است ولیّ و وصیّ خداست ، کتمان نمی کنم که در مسیر قیام گاه پایم لغزیده و گاه دست و زبانم خطا کرده است. گوشهایم گاه نشنیده اند ، چشمهایم گاه ندیده اند. از خدا می خواهم که مرا ببخشد و خدا ارحم الراحمین است ؛ امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.

«یا ایّها الّذین امَنوا امِنوا». به شما قول می دهم چنانچه با همان نیات روزهای نخستین قیام شمشیر بزنید پیروزید و بر دشمن مزور غلبه می کنید. در میان شما هستند کسانی که احیانا قصد تسلیم دارند. من بیعتم را از ایشان بر می دارم و اتمام حجت می کنم تزویر به شما امان می دهد تا مقاومتتان را بشکند. پس از غلبه شک نکنید گردنتان را خواهد شکست.




طبقه بندی:
ارسال توسط پایگاه تحلیلی و اطلاع رسانی نجوا پرس

isna-6-416


در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح شد:

کم و زیاد شدن برخی افراد از لیست بررسی دارایی مسئولان




الحمد لله و سلام علی عباده الذین اصطفی...


با دست اینان کاری ندارم ولی با دست تو که بالا نرفت درد و دل های زیادی دارم.

چرا دستت را بالا نیاوردی و همرنگ جماعت نشدی.مگر دشمنی های هشت ساله و کمر شکن برخی ها برایت کافی نبود.

چرا دستت را بالا نیاوردی و با یک لبخند دوستانه کینه های دیرین آنها را به محبت تبدیل نکردی.

چرا دستت را بالا نیاوردی و حاشیه امنی برای اموال برخی مسئولین که خونشان از همه رنگین تر است ایجاد نکردی .آخر شاید دوره بعد خودت رئیس جمهور می شدی و انبوه دارای هایت را دیگر نیاز نبود که اعلام کنی.

چرا دستت را بالا نیاوردی و این کابوس اعلام اموال و دارایی  را از چشمان برخی نگرفتی.

چرا دستت را بالا نیاوردی و بهانه جریان انحرافی را از دستشان نگرفتی.

چرا دستت را بالا نیاوردی و  برای منافع ملت ترسیدی.شاید هنوز هم می گویی من افتخارم این است که هیچ سندی که بر خلاف منافع مردمم باشد را امضاء نکرده و نمی کنم.

چرا دستت را بالا نیاوردی .شاید دیگر بزرگترین خطر از صدر اسلام رفع می شد.

و صد ها چرای دیگر...

دستت بالا نیامد شاید که هنوز راهت راه امام (ره) است که می گقت مسئولین خادم ملت اند.

دستت بالا نیامد شاید که هنوز اعتقاد داری مسئولین نباید در ثروت از مستضعفان و کوخ نشینان پیشی بگیرند.

دستت بالا نیامد چون می دانی که مردم می بینند،می فهمند و قضاوت می کند.

دستت بالا نیامد چون می فهمی که مردم از مسئولینشان صداقت ، پاکی و عدالت می خواهند.

دستت بالا نیامد چون می فهمی تو را رهبری به این مجمع فرستاده که خود طلایه دار ساده زیستی و پرهیز از اشرافی گری است.

دستت بالا نیامد چون هنوز قلبت برای ملت می تپد.

و دستت بالا نیامد شاید که می دانی اگر در هیاهو و تبلیغات علیه تو ، مردم هم یادشان رفت، خدا یادش نخواهد رفت.

دیگر با بهت نگاه نکن .اینان دستشان را با نگاه زیر چشمی به یک نفر بالا آوردند و همان بهتر که تو بالا نیاوردی.

دست تو در دستان حضرت ماه است و این برای ما شیرین تر از شیرین  است...



العبد المحتاج الی رحمة ربه

طاها شریعت










طبقه بندی:
ارسال توسط پایگاه تحلیلی و اطلاع رسانی نجوا پرس

الحمد لله و سلام علی عباده الذین اصطفی


در روز های  گذشته خواندن چند اظهار نظر شدیدا خاطرم را آزرد.

اولا صحبت های سرلشکر فیروز آبادی در دفاع از حسن روحانی که گفتند باید شکر گزار وجود ایشان باشیم و به او افتخار کنیم.

البته من و امثال من هر روز و شب که از عمرمان می گذرد شکر گزار وجود جناب روحانی هستیم البته نه به خاطر خوبی هایشان ،مذاکرات عزت مندانه هسته ای و یا سبد عزت مندانه کالا و یا حتی نه  به خاطر بسیاری دیگر از برنامه های اجراء شده عزتمند و عزت آفرین توسط ایشان، بلکه به خاطر این که کم کم قدر احمدی نژاد و خدمت هایش دست برخی از مردمی که غافل و بازی خورده جریان انحرافی ساخته آل  هاشمی بودند ،می آید . و افتخار هم که دیگر نپرسید، الی ما شاالله.

البته جناب فیروز آبادی در ادامه صحبت هایشان  احتمال برخود با رسانه های مرتبط با نهاد های نظامی هم سخن گفته اند که بسیار قابل تقدیر است ولی پرسشم اینجاست که در آن دوران پر التهاب سال نود به بعد چه طور ایشان این احتمال را ندادند که برخی از این رسانه ها در حال بر هم زدن اوضاع عمومی کشور که چه عرض کنم ،در حال له کردن و لجن مال کردن شخص دوم جمهوری اسلامی ایران و بر هم زدن اوضاع اقتصادی همچون بازار دلار و سکه هستند.

ثانیا اظهارات جناب محسن رضایی همیشه در صحنه که فرموده بودند احمدی نژاد جزء نیروهای دست ششم ما بود و نهایتا در حد استاندار.باید خطاب به ایشان گفت بله شاید به تصور شما جز نیروهای دست ششم شما محسوب شود ،اما شاید در خدمت به مردم و مستضعفین،درعدالتخواهی و ولایتمداری،در کار و تلاش،در مدیریت و تدبیر ،در محبتی از او که خداوند در دل برخی از عاشقانش قرار داده و در خیلی مسائل دیگر حتی به گرد این نیروی دست ششم هم  نخواهید رسید.شما در دنیایی که خودتان برای خودتان فرض کردید جزء دست اول ها هستید، خوش باشید.دنیای شما با دنیای ما تفاوت دارد.در ضمن بدترین داغ دوران جریان انقلابی مثلث ما نمی توانیم و نوشاندن جام زهر به پیر جماران بود نه احمدی نژاد...

ثالثا:گفته جهرمی وزیر کار دولت نهم که گفته اند در انتخابات 88 برای شکست احمدی با کروبی رایزنی کردم. ای کاش آبرویت را به پای آدم مهم تری میریختی و  برای کروبی که در انتخابات سال هشتاد و هشت از نظر آراء  نفر پنجم شد و از آراء باطله هم عقب افتاد، هزینه نمی کردید.در ضمن آدم اینقدر نمک به ...

رابعا:سخن انحراف شناس و عاقبت اندیش قرن معاصر جناب هاشمی که یاران احمدی نژاد را به ارتش بعث تشبیه نموده اند.جناب آیت الله شما که خودتان با جناب صدام حسین نامه های متعدد رد و بدل می کردید. یعنی احمدی نژاد از صدام و ما از ارتش بعث هم بدتریم.آقای هاشمی به خاطر عاقبتتان هم که شده کمی به فکر تشبهات ،خاطرات و اظهارات خود باشید.

و در آخر سخنان تاسف بار و بی ادبانه دبیر هفته نامه پنجره که رسیدگی به توله سگ های جریان انحرافی را واجب تر از آزادیهای یواشکی زنان دانسته اند.جناب اقای رجبی مکتب اسلام مکتب ادب است .وقتی اقای هاشمی سلب کردن مناظر خوب و زیبا  همچون زنان زیبا روی از مردم را  استنباط غلط از فرهنگ می دانند بعید نیست شما هم اولویت برخورد با جریان انحرافی را مهم تر از آزادی های یواشکی و یه خورده بیشتر یواشکی زنان بخوانید.البته نمی دانم مصداقی هم برای گفته هایتان حتی به اندازه یک صدم از سخنان رهبری هم دارید یا نه ولی از اصلی و فرعی کردن مسائل توسط ذهن فلج و بیمار  شما به همین اندازه هم ممنونیم.


و اما سخن پایانی با دوستان بهاری...


پر واضح است که با شدت گرفتن موج بازگشت مردم به سمت احمدی نژاد و گفتمان عدالت محور او که افرادی که در جامعه با مردم مرتبط هستند بیشتر آن را لمس می کنند ، نباید از تشدید یاوه گویی های برخی که  بازگشت دکتر را  خطری برای جایگاه خود می دانند دلزده و یا  ناراحت شویم بلکه این تائیدی بر حقانیت و مظلومیت شخص دکتر و یاران اوست.آنگاه که دشمنان شما از شما ناراحت و خشمگین اند تا حدی که دهان به فحش و نا شزا می گشایند بدانید راهی که دکتر در سکوت و شما در تبیین گفتمان بهاری در  پیش گرفته اید درست و موثر بوده.و در این راه ان شاالله و به لطف امام عصر (عج)،نحن ابناء الخمینی نقاوم الی الابد...




العبد المحتاج الی رحمة ربه

طاها شریعت













طبقه بندی:
ارسال توسط پایگاه تحلیلی و اطلاع رسانی نجوا پرس