X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
دشمنی با احمدی نژاد، وجه مشترک رسانه های مدعی اصول و اصلاح - نجوا پرس

 


با تمام این توضیحات میتوان دریافت که جریاناتی که فریاد گرایش به اصول و مطالبه ی اصلاحشان، گوش فلک را کر کرده است، در عرصه ی رسانه نه بر اصولی پایبند هستند و نه در پی اصلاح می باشند. هر آنچه در عمل از این جریانات میبینیم، کینه ای است که از احمدی نژاد بر دل دارند. کینه ای که ناشی از بر هم زدنِ میز بازی دو جریان سنتی کشور است. موج سومی که احمدی نژاد به راه انداخت، ضربه ی نهایی بر پیکر حزب بازی های رایج در کشور بود و تمام تلاش رسانه های دو جریان سنتی، از میان برداشتنِ همین موج سوم است. در این بازی، یکی بایکوت و دیگری تخریب را در دستور کار خود قرار داده اند. نکته ی اساسی آن است که ائتلافی نانوشته بین مدعیان اصول و اصلاح برای به حاشیه راندن احمدی نژاد وجود دارد.

   محمدرضا منصوریار: قسم به قلم. این جمله برای تمامی اصحاب رسانه، مقدس و بسیار انگیزه بخش است. رعایت تقوای الهی در تمام امور و شئون زندگی، اصلی لاینفک از اندیشه ها و اعتقادات همه فراد جامعه است. اما این تقوا و وسواس با توجه به اینکه قلم از نگاه دینی ما قداست دارد، در بین اهالی قلم باید به طریق اولی رعایت شود. با این اوصاف، سِیری در رسانه های مختلف کشورمان میکنیم تا نسبت رفتارشان با توضیحاتی که داده شد را بسنجیم. بدین منظور، سفرهای اخیر محمود احمدی نژاد به شهرهای مختلف را به عنوان سوژه ای برای مقایسه عملکرد این رسانه ها  در نظر گرفته ایم.

فضای دوقطبی کادب اصولگرایی و اصلاح طلبی در بین بسیاری از رسانه های کشور حاکم است. اما همین دوقطبیِ رسانه ای که به مثابه ی دو لبه ی یک قیچی عمل میکنند در یک نقطه به اشتراک میرسند و آن نقطه ی اشتراک نیز چیزی نیست جز دشمنیِ با احمدی نژاد. البته هر کدام از این لبه های قیچی، وظیفه ای متفاوت را در برابر احمدی نژاد بر عهده دارند.

مدت ها است که اخبار پیرامون رئیس جمهور سابق، در رسانه های مدعی اصلاح، به صورت وارونه و تقطیع شده نشان داده میشود. این رسانه ها همان مشی همیشگی خود که بر پایه ی توهین، تمسخر و تهمت است را در قبال مخالفینشان و بالاخص محمود احمدی نژاد دنبال میکنند. سفرها و سخنرانی های احمدی نژاد در راستای تبیین گفتمان انقلاب، امام و رهبری، یکی از مهمترین اتفاقات چندین ماه اخیر کشور بوده است. موج کم نظیر استقبال از رئیس دولت های نهم و دهم توسط مردم شهرهای مختلف، در رسانه های اصلاح طلب، اصلا دیده نشد و این رسانه ها باز هم با همان روش های قبلی مبتنی بر توهین و دروغ پردازی به انتشار اخبار این سفرها پرداختند.

در واقع کسانی که داعیه اصلاحات را دارند و دائما در شعارهایشان بر برخی از ارزش های انسانی تاکید دارند، در مقام عمل هر آنچه انجام میدهند در نقطه ی مقابل باورهایی است که ادعایش را دارند.

اما لبه ی دیگر این قیچی، در دستان رسانه های مدعی اصولگرایی است. رویه ای که قریب به اتفاق رسانه های این طیف در دستور کار خود قرار داده اند، بایکوت و سانسور بسیار شدید محمود احمدی نژاد است.در شرایط و زمانه ای که ارزش و اهمیت زمانی انتشار اخبار به کسری از دقایق رسیده است، مدعیان اصولگرایی چشمان خود را بر روی هر آنچه اطراف احمدی نژاد می گذرد بسته اند.

حال سوال اینجا است که چه انتفاعی در وَرای بایکوت احمدی نژاد برای این رسانه ها و جریانات حامی آنها مستور است که حاضر شده اند قید سوژه ای جذاب و پرمخاطب به مانند احمدی نژاد را بزنند و ترجیح میدهند مخاطبینشان را از دیدن و شنیدن خبرهای مربوط به احمدی نژاد محروم کنند؟ البته این رسانه ها از این نکته غافل هستند که در عصری که وسایل ارتباط جمعی و شبکه های اجتماعی، اخبار را به صورت مویرگی و در اسرع وقت به دست اقشار مختلف جامعه در گروه های سنی مختلف میرساند، دیگر سانسور و بایکوت معنا و وجود خارجی نخواهد داشت. در واقع امروزه رسانه ها نیستند که مخاطب را محروم میکنند بلکه این مشیِ بایکوتیزه اخبار، موجب میشود رسانه هایی که به دنبال سانسور هستند، از جذب مخاطب محروم بمانند.

در این بین بسیاری بر این گمانه تاکید دارند که استراتژی بایکوت احمدی نژاد که توسط رسانه های داعیه دار اصولگرایی دنبال میشود بیش از هر چیز، رنگ و بوی انتخاباتی دارد. این طیف با پیش فرض اینکه احمدی نژاد یکی از گزینه های بالقوه ی کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ است، قصد دارند با سانسور وی، نام و یاد احمدی نژاد را از خاطر جامعه و توده های مردم پاک کنند تا در سرِ بزنگاه، از گزینه ی مطلوب خود را برای حضور در انتخابات رونمایی کنند. در واقع آنها به خوبی دریافته  اند که با حضور احمدی نژاد در انتخابات هیچ امیدی برای پیروزی همفکرانشان باقی نمی ماند اما به مانند همیشه از یک موضوع غافل هستند که نتیجه انتخابات را مردم رقم خواهند زد و تجربه چندین سال اخیر نشان داده است که در دو قطبی هایی که یک طرف آن اصولگراها و در طرف دیگرش اصلاح طلبان و اعتدالیون حضور داشته اند، هیچ گاه یارای رقابت با آنها را نداشته اند. همان شیوه ای که در سال ۹۲ اجرا کردند و ملت، پاسخ رفتار آنها را در انتخابات همان سال پای صندوق ها داد.

 

لازم به ذکر است سیاست سانسور، یک راه برگشت برای آنها باقی می گذارد تا در صورتی که نتوانند بر گزینه ی ایده آل خود به اتفاق نظر برسند، به مانند بسیاری از تصمیمات قبلی خود، به یکباره به سمت احمدی نژاد تغییر موضع دهند.

البته نباید این نکته را از یاد برد که اکثر نیروهایی که در بدنه این رسانه ها فعالیت میکنند، جوانانی انقلابی و ارزش مدار هستند و به دلیل همین قرابت های گفتمانی با احمدی نژاد همزاد پنداری میکنند. اما صد افسوس که بخشنامه های غیر رسمی، اجازه بازگو کردن حرف دلشان را نمیدهد.

با تمام این توضیحات میتوان دریافت که جریاناتی که فریاد گرایش به اصول و مطالبه ی اصلاحشان، گوش فلک را کر کرده است، در عرصه ی رسانه نه بر اصولی پایبند هستند و نه در پی اصلاح می باشند. هر آنچه در عمل از این جریانات میبینیم، کینه ای است که از احمدی نژاد بر دل دارند. کینه ای که ناشی از بر هم زدنِ میز بازی دو جریان سنتی کشور است. موج سومی که احمدی نژاد به راه انداخت، ضربه ی نهایی بر پیکر حزب بازی های رایج در کشور بود و تمام تلاش رسانه های دو جریان سنتی، از میان برداشتنِ همین موج سوم است. در این بازی، یکی بایکوت و دیگری تخریب را در دستور کار خود قرار داده اند. نکته ی اساسی آن است که ائتلافی نانوشته بین مدعیان اصول و اصلاح برای به حاشیه راندن احمدی نژاد وجود دارد.

 

در پایان ضمن تبریک روز خبرنگار، آرزومندیم همه ما با تامل بیشتری به قداست قلم هایمان بنگریم و بیاندیشیم و بدانیم روزی در برابر خدایی که بر همان قلم سوگند یاد کرده است و در قبال تمام کلمات و پیکسل ها و فِرِیم هایی که منتشر میکنیم باید پاسخگو باشیم.

باشد که در روز حساب با قلم هایمان فریاد بزنیم که رسالتمان در عرصه ی مقدس رسانه را به بازی های بازیگران سیاسی نفروخته ایم.




طبقه بندی:
ارسال توسط پایگاه تحلیلی و اطلاع رسانی نجوا پرس